![]() |
![]() |
|
| انسان شناسان در آخرین یافته های خود به این مطلب پی برده اند که این انسان در زمان گمشده است. |
|
من کی ام؟ الآن چه سالیه؟ چه سالی به دنیا اومدم؟ تاریخ از کی شروع شده؟ آدما چقدر تاریخ خودشونو می دونن؟ اصلا تاریخ چی هست؟ چقدر آدم اومده و رفته؟ من چندمی ام؟ الآن چه سالیه؟ من دارم چکار می کنم؟ چند سال دیگه زنده ام؟ من دارم چکار می کنم؟ کار می کنم؟ پول در می آرم؟ چند سالمه؟ من دارم چکار می کنم؟ کتاب می خونم؟ فلسفه می خونم؟ داستان می خونم؟ شعر می خونم؟ الآن چه سالیه؟ من کجای تاریخم؟ راستی تاریخ چی بود؟ من دارم چکار می کنم؟ دارم به آدما کمک می کنم؟ چه کمکی؟ دارم وظیفمو انجام می دم؟ کدوم وظیفه؟ من چند سال دیگه زنده ام؟ من کی ام؟ من کجام؟ دارم چکار می کنم؟ دارم چت می کنم؟ با کی؟ دارم رمان می نویسم؟ چی می نویسم؟ دارم مقاله می نویسم؟ در مورد چی؟ من کجام؟ دارم کجا می رم؟ اینجا کجاست؟ اینجا چکار می کنم؟ از اون اول ، از اون اوله اول چندتا آدم اومده و رفته؟ من چندمی ام؟ دارم چکار می کنم؟ زندگی؟ زندگی چیه؟ اونیه که من می گم؟ یا اونیه که تو می گی؟ یا اونیه که اونا می گن؟ زندگی چیه؟ ازدواج؟ فلسفه؟ پول؟ مسافرت؟ علم؟ مدرک؟ کار؟ تفریح؟ س ک س؟ کتاب؟ کارای خوب و درست؟ درست چیه؟ غلط چیه؟ کی درست و غلطو ساخته؟ درست چیه؟ قانون شهر؟ نظر من؟ نظر تو؟ نظر یه عالمه آدم؟ نظر قاضی؟ بد چیه؟ خوب چیه؟ من بدم؟ یا خوبم؟ من کی بودم؟ الآن کی ام؟ چندمی ام؟ الآن کجام؟ اینجا کجاست؟ اینا کی ان؟ اینا چی ان؟ چقدر دیگه مونده؟ الآن چه سالیه؟ تا الآن چکار می کردم؟ زندگی چی بود؟ خدا چیه؟ خدا کیه؟ خدا همینه که اینا می گن؟ یا همونیه که اونا می گن؟ یا اصلا همونیه که اون یکی یا می گن؟ خدا اونه که تو می گی؟ یا اونیه که من می گم؟ کی داره درست می گه؟ نکنه هیچکی درست نمی گه؟ اصلا نکنه همه دارن درست می گن؟ زندگی چی بود؟ درست چی بود؟ کی داره درست زندگی می کنه؟ من؟ تو؟ اون؟ باید چکار کرد؟ چند سالمه؟ تا الآن چکار کردم؟ باید چکار کرد؟ کی داره درست می گه؟ باید چکار کرد؟ باید موسیقی گوش کنم؟ باید کتاب بخونم؟ باید خداپرست باشم؟ باید فکر هم بکنم؟ باید پول در بیارم؟ باید کار کنم؟ نکنه باید شاعر بشم؟ یا شایدم فیلسوف؟ باید روزنامه نگار بشم؟ باید داستان نویس بشم؟ باید فرار کنم؟ چرا؟ از چی باید فرار کنم؟ از دست کی باید فرار کنم؟ شاید باید خودمو بکشم؟ چرا؟ مگه چه مشکلی هست؟ اصلا مگه مشکی هست؟ مشکلی نیست؟ چرا بچه ها مشکل ندارن؟ چرا هر کی یه چیزی می گه؟ تا حالا چقدر فهمیدم؟ اصلا چیزی فهمیدم؟ اصلا باید چیزی فهمید؟ اصلا می شه چیزی فهمید؟ من چقدر می دونم؟ بقیه چقدر می دونن؟ اصلا همگی چقدر می دونیم؟ من اسیر شدم؟ چرا از اسارتم خبر ندارم؟ چرا اسیر شدم؟ اسیر چی شدم؟ کی اسیرم کرده؟ کی اسیر شدم؟ اسیر کی شدم؟ یا چی؟ اصلا چه موقع اسیر شدم که خودم خبر ندارم؟ زندگی چقدره؟ بزرگه؟ کوچیکه؟ تا کجاهاست؟ تا اونجاها که من فکر می کنم؟ یا تا اونجاها که تو فکر می کنی؟ یا تا اونجاها که اونا فکر می کنن؟ کی داره درست فکر می کنه؟ هیچکی؟ همه؟ اصلا درست چی بود؟ زندگی چی بود؟ تا حالا چند نفرو دوست داشتم؟ تا حالا از چند نفر بدم اومده؟ چرا آدم از یکی بدش می آد؟ چون اون خیلی بده؟ بد چی بود؟ خوب چی بود؟ کی بده؟ کی خوبه؟ چند سالمه؟ الآن چه سالیه؟ چقدر زندگی کردم؟ چقدر دیگه مونده؟ راستی زندگی چی بود؟ من الآن کجای تاریخم؟ تاریخ چی بود؟ اینجا کجاست؟ اینا چی می گن؟ اونا چی می گن؟ چرا همه با هم انقدر می جنگن؟ این جنگا سر چیه؟ اون کی بود؟ چه موقع اومد؟ چه موقع رفت؟ چرا اونجوری خندید؟ من تا حالا چقدر خندیدم؟ من تا حالا چقدر همدلی کردم؟ من؟ من کی ام؟ چرا آرروم و قرار ندارم؟ مدام دارم دنبال چی می گردم؟ مگه چی گم کردم؟ چرا همه دارن دنبال یه چیزی می گردن؟ گمشدمون کیه؟ گمشدمون چیه که همه مون همیشه داریم دنبالش می گردیم؟ دنبال چی می گردیم؟ مگه چی گم کردیم؟ الآن چه سالیه؟ آرامش؟ م م م م آرامش چیه؟ من چه سالی به دنیا اومدم؟ الآن چه سالیه؟ من چندمی ام؟ چکار کردم؟ الآن دارم چکار می کنم؟ من کجام؟ . . .
اول باید گم شد اگر طالب پیدا شدنید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 2:11 توسط میثم خدادادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ خلاصه ای از برخی اندیشه های منه. از همدلی و درک شما، و از همه مهم تر از خواندن نظرات عمیق شما بسیار خوشحال خواهم شد.
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 دی 1386 مهر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|